نماز من ولایت است،نیاز منهدایت استز جان سجود میکنم، ز دل رکوع میکنم برای درکِ جایگـاهِ وصفِ باقرالعلوم به پیشگاه آلمصطفی خضوع میکنم من و نگاه مصطفی،من وپناه مرتضیبه فطرتِمحـمدیِّخودرجوعمیکنم
نه جاهلم، نه غافلم،نه در مسیرِ باطلم که با اصول دین حق،درکِ فروع میکنم
رسیدهام زمعرفت به محضرامام خود
که گفت باقرالعلوم،حرفی ازمقام خود
منـم که بـاقـرِ عـلـومِ سـرمـدم، محمدم مـنـم کـه پـارۀ تـن مـحـمـدم،مـحـمـدم مراست فخر کائنات، مراست اذن ممکناتکه پرتوی ز نـور پاک احمدم،محمدم منم که ذکردوست را بهاهل عرش دادهاممن از تمام عـرشـیان سرآمدم،محمدم
نه غیر نـورزادهام،که آفـتـاب زادهام به نور عصمت اللَّهی مـؤیّدم،محـمدم
منم که داده کبریا تمام مُلک را به من به مُلکِ هستی از همه مجردم،محمدم
برای یاری خـدا قـیـام کـردهامبهعِـلم به دین و عِـلم، اولین مجـدِدم، محـمدم
منم که بحرِ علم و دین، ز اولین و آخرین شکاف داده و بهمن خدای گفته آفرین
همه زمـین و آسـمـان به سـایۀ ولایـتم تمسکِ همه جهـان به پـرچـم هـدایـتـم
بهشت از عطای من،نمازبا ولایمن شد آنکه مبتلای من،رسد به اوعنایتم
عزیز زین العـابـدیـنم و عزیز فـاطمه هر آنکه فاطمی شود،سزد ازاوحمایتم به علم و حلم و صبرِ من، به سینۀ ستبرِمنهمه بساط ظلـم شد، شکـسته بادرایتم در انقلاب عِلمیام،هزار نکته حل شده خدائی است نهضتم،حسینی است آیتم
من ازمدینه تا مدینه دیدهام غـم وبـلا که هست همچو کربلا شنیدنی حکایتم
سفـیـر کـربـلا مـنم،اسـیـر نـیـنـوا منم
به قـتـلگـاه شـاهـدِ شـهـیـدکـربـلامـنم
من ازشهـید کـربـلا گرفـتهامقـیـامرا ز خونسرخنـیـنـوارساندهام پـیام را
من ازمـیان قـتـلگه سـلام دادهام بهاو و از گـلوی پارهاش،شنـیدهام سلام را به چشم خویش، زیر سمِّ اسبهای کوفیانشکسته استخوان زسینه دیدهام امام را تنش میان خاک و خون،سرش به روی نیزههاو در قـتـال اوشـریک دیـدهام تمام را پدر میان شعله بود و من کمک به عمهامبه گوشۀ عبا خـموش کردهام خـیام را چه دردها کشیدهام،چه غصهها چشیدهامکه دیـدهام اشـارههـای دستِ اتـهـام را
من وغـم اسـیـریِ تمام عـمـههای من
به شام وکوفهام خدا گواه نالههای من